عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار... بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ... ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ... ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ... ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ... ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ... ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ... حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ... داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ... عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ... اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود

3 پست الکترونیک
3 خانه

3 Hello Yahoo !
3 300 The Movie
3 نشانه ای در سرزمین پیامبران
3 آتش و پنبه !!!
3 تصور کن !
3 پابوس امام رضا (ع)
3 اشعار منوچهر آتشی
3 منوچهر آتشی
3 فرشچیان
3 خط معلّی
3 کتاب نمای جهانی
3 مرغ سحر
3 یاس گالری
3 سایت نور و نار
3 یاس کارت

3 پ ن 1: گاه نوشت هایم
3 پ ن 2 : حدیث آشنایی
3 قفسه
3 تبیان
3 آوای آزاد
3 جستجو در قرآن
3 کتابخانه آزاد فارسی
3 سایت شهید آوینی
3 سایتی قرآنی و ادبی

www.google.com4
www.hedak.blogfa.com4
www.persianyas.com4
weblog.pws.ir4
hossein.bushehr.ws4
search.yahoo.com4
comments.persianblog.ir4
search.live.com4
farzadda.com4
sam.malakut.org4
commenting.blogfa.com4
www.violet86.blogfa.com4
www.irbt.blogfa.com4
www.parseek.ir4
search.viewpoint.com4
fr.search.yahoo.com4
koosar.blogfa.com4
www.farzadda.com4
www.sham0.blogfa.com4
xseer.com4

3 امروز: ۴۴ بازديد
3 ديروز: ۴۲۸ بازديد
3 اين ماه: ۱۳۳۰۲ بازديد
3 از ابتدا: ۳۶۵۶۵۶ بازديد

۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
پرواز را به خاطر بسپار !| روزنوشت

 

بسم الله النّور

 

 

 مرو ای دوست ...

 

 

همین وبلاگ باعث آشنایی ما شد. تا یک سال فقط مطالب وبلاگم رو می‌خوند. بدون این که نظری بنویسه. بدون هیچ آشنایی! هر چند بعدها که فهمیدم هم نظری ننوشت. یک سال بعد IDم رو اد کرده بود. توی این مدت گاهی توی مسنجر پیام می‌ذاشت و من هم گاهی جواب می‌دادم. و همچنان بدون این که من زیاد توجه کنم. تا اون زمان مثل یک رهگذر بود برام.

تا این که بعد از سه سال با هم صحبت کردیم.

یعنی سه سالی بدون این که من متوجه باشم من شده بودم آشنای او...

طی این یک سال اخیر که بیشتر با عقیده و ارزش‌ها و تفکر و احساسش آشنا شدم، فهمیدم آدم بسیار صادق و مهربان و خوش قلبی هست. و انگار که من رو از مدت‌ها قبل می‌شناخت.

مهربانی و صفای دلش به دلم نشست. و من می‌تونستم روح بزرگش رو حس کنم.

 

اواخر سال گذشته یک ماهی بیمارستان بستری شده بود و این مدت گاهی تلفنی یا با SMS باهاش حرف زده بودم. مدتی بود ازش بی‌خبر بودم. این اواخر چندین بار براش SMS فرستادم که هر بار جواب نمی‌داد. به خودم می‌گفتم حتما کار داره، فرصت نمی‌کنه.

تا اینکه دیروز...

دیروز براش نوشتم: خداوند بی نهایت است... اما بقدر "نیاز تو" فرود می آید، به قدر "آرزوی تو" گسترده می‌شود و به اندازه "ایمان تو" کارگشاست.

 

بعد از چند دقیقه گوشی‌ام زنگ خورد. خانمی ازم پرسید شما به این شماره پیام فرستادید. گفتم بله. تعجب کردم! خواهرش بود. و بعد چیزی گفت که هنوز من رو حیرون کرده! شوکه شدم!

26 روز بود او از دنیا رفته بود! و ...

 

وقتی فهمیدم اشک و گریه امان نمی‌داد که حرف بزنم. خواهر و مادرش باهام حرف زدند. مادرش سخت بی‌قرار بود. خواهرش با وجود ناراحتی خودش سعی داشت منو هم آروم کنه.

خواهرش گفت: برای مادرش دعا کن که خیلی بی‌قراره، دعا کن آرامشش رو پیدا کنه.

و من که می‌دونستم مادرش ناراحتی قلبی داره، خیلی براش نگرانم. مادرش رو خیلی دوست داشت. و مادرش او رو...

 

زندگی عجیبه. از راهی که اصلا فکرش رو نمی‌کنی آشنایی ها شکل می‌گیره و بعد گاهی بدون این که متوجه باشی ممکنه برای کسی عزیز بشی و بعد در یک لحظه باور نکردنی هم ممکنه برای همیشه ازش دور بشی. و وقتی که دیگه نیست می‌بینی او هم چقدر برات عزیز بوده.

 

* یادمه این اواخر از خدا می‌خواست که بره ! و حالا رفته بود برای همیشه.

بهم می‌گفت: یاسی توکلت به خدا ! هیچ تلاش صادقانه‌ای از بین نمی‌ره.

 

لينک| ...(۱۳)
۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷
صدا کن مرا، صدای تو خوب است.| ادبی

 

به نام خدا

 

 

 

صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
 که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
در ابعاد این عصر خاموش،
 من از طعم تصنیف در متن ادرک یک کوچه تنهاترم.
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمیکرد
و خاصیت عشق این است.


 کسی نیست،
 بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.


بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین عقربکهای فواره، در صفحه ساعت حوض،
زمان را به گردی بدل میکنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشیام.

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

* * *

 

به سراغ من اگر میآييد،

پشت هيچستانم.

پشت هيچستان جایی است.

پشت هيچستان رگهای هوا، پر قاصدهایی است

كه خبر میآرند، از گل واشده دورترين بوته خاک.

روی شنها هم، نقشهای سم اسبان سواران ظریفی

است كه صبح

به سر تپه معراج شقايق رفتند.

پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسيم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا میآيد.

آدم اينجا تنهاست

و در اين تنهایی، سايه ناروني تا ابديت جاری است.

 

به سراغ من اگر میآييد،

نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترک بر دارد

چيني نازك تنهايي من.

 

 

سهراب سپهری

 

 


 

چند روز پیش در وبلاگ ایمان امروز در مورد سهراب سپهری خوندم و یک چیز جالب هم شنیدم.

شعر بالا رو با صدای خود ایشان:

 

دکلمهای از شعر سهراب در سایت YouTube

 

این هم فایل صوتی شعر بالا

 

وقتی برای اولین بار صدا را شنیدم خیلی برایم جالب و عجیب بود. صدای دلنشینی دارد. همیشه شنیدن اشعار شاعران بزرگ با صدای خودشون لطف دیگری دارد. ولی در این مورد نمیدانم واقعا صدای خود سهراب سپهری هست یا نه؟ در اینترنت هم جستجو کردم ولی به نتیجهای نرسیدم. و هیچ فایل صوتی دیگری از ایشان پیدا نکردم. دوستانی که در این زمینه اطلاع دارند اگر راهنمایی کنند ممنون میشوم. اگر کسی صدای سهراب سپهری را دارد برایم بفرستد. با تشکر!

 

لينک| آدم اينجا تنهاست(۶)

 

 

مهربانا:

 

سايبانی از جنس اشک و نياز می‌خواهم

تا سجاده دلم را در آن بگسترانم

و با دستان خسته قنوتم

از تو بخواهم

که بر وجود سردم

نور نگاهت را بتابانی

و گل های زيبای عشق و ايمان را

بار دگر در من تازه گردانی ...

 

 

 

دعای حضرت زهرا (س)

برای همه امور مادی و معنوی

 

پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده‌ای قانع کن که از آن چه از نعمت‌هايت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبت‌هايت پوشش بده و برای هميشه به من عافيت، دوری از امراض روحی و جسمی، عنايت فرما.

پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آن گاه که مرا از دنيا می‌بری.

پروردگارا در جستجوی آنچه برايم در نظر نگرفته‌ای سرگردان و عاجزم مفرما و آن چه را برايم خواسته‌ای به آسانی و سهولت در اختيارم قرار ده.

خدايا پاداش نيکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنين کن.

پروردگارا مرا برای آنچه آفريده‌ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برايم شده‌ای، مشغولم مفرما.

خدايا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می‌کنم.

الهی مرا نزد خودم ذليل و بی‌مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظيم فرما و اطاعت خويش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهيز از آنچه تو را به خشم می‌آورد را در همه امور به من الهام فرما.

ای مهربانترين مهربانان.

 

 


آواز سکوت

 

شعر و آهنگ: 

امیرحسین سام
تنظیم:

سینا جهان آبادی

آواز:

 اشکان کمانگری

 

3 دلنوشته
3 ادبی
3 مذهبی
3 روزنوشت
3 عرفانی
3 عمومی
3 داستان
3 مهمانی خدا

3 ارديبهشت ۱۳۸۷
3 اسفند ۱۳۸۶
3 بهمن ۱۳۸۶
3 دی ۱۳۸۶
3 آذر ۱۳۸۶
3 آبان ۱۳۸۶
3 مهر ۱۳۸۶
3 شهريور ۱۳۸۶
3 مرداد ۱۳۸۶
3 تير ۱۳۸۶
3 خرداد ۱۳۸۶
3 ارديبهشت ۱۳۸۶
3 فروردين ۱۳۸۶
3 اسفند ۱۳۸۵
3 بهمن ۱۳۸۵
3 دی ۱۳۸۵
3 آذر ۱۳۸۵
3 آبان ۱۳۸۵
3 مهر ۱۳۸۵
3 شهريور ۱۳۸۵
3 مرداد ۱۳۸۵
3 تير ۱۳۸۵
3 خرداد ۱۳۸۵
3 ارديبهشت ۱۳۸۵
3 فروردين ۱۳۸۵
3 اسفند ۱۳۸۴
3 بهمن ۱۳۸۴
3 دی ۱۳۸۴
3 آذر ۱۳۸۴
3 آبان ۱۳۸۴
3 مهر ۱۳۸۴
3 شهريور ۱۳۸۴
3 مرداد ۱۳۸۴
3 تير ۱۳۸۴
3 خرداد ۱۳۸۴
3 ارديبهشت ۱۳۸۴
3 آبان ۱۳۸۲
3 مهر ۱۳۸۲
3 شهريور ۱۳۸۲
3 مرداد ۱۳۸۲
3 تير ۱۳۸۲
3 خرداد ۱۳۸۲
3 ارديبهشت ۱۳۸۲
3 فروردين ۱۳۸۲
3 اسفند ۱۳۸۱
3 بهمن ۱۳۸۱
3 دی ۱۳۸۱
3 آذر ۱۳۸۱
3 آبان ۱۳۸۱

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۳۲ ۳۳ ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ ۵۰ ۵۱ ۵۲ ۵۳ ۵۴ ۵۵ ۵۶ ۵۷ ۵۸ ۵۹ ۶۰ ۶۱ ۶۲ ۶۳ ۶۴ ۶۵ ۶۶ ۶۷ ۶۸ ۶۹ ۷۰ ۷۱ ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ۱۰۰ ۱۰۱ ۱۰۲ ۱۰۳ ۱۰۴ ۱۰۵ ۱۰۶ ۱۰۷ ۱۰۸ ۱۰۹ ۱۱۰ ۱۱۱ ۱۱۲ ۱۱۳ ۱۱۴ ۱۱۵ ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ ۱۱۹ ۱۲۰ ۱۲۱ ۱۲۲ ۱۲۳ ۱۲۴ ۱۲۵ ۱۲۶ ۱۲۷ ۱۲۸ ۱۲۹ ۱۳۰ ۱۳۱ ۱۳۲ ۱۳۳ ۱۳۴ ۱۳۵ ۱۳۶ ۱۳۷ ۱۳۸ ۱۳۹ ۱۴۰ ۱۴۱ ۱۴۲ ۱۴۳

برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است
© weblog.persianyas.com.All rights reserved